|
پیش نویس
|
||
|
خلوت نوشته های علی (فرزاد) بحرانی |
هر سال شروع پاييز و بازگشايي مدارس براي من يادآور اولين روز مدرسه است. دبستان سيد الشهدا كازرون واقع در خيابان نهضت(جايي كه اكنون باشگاه فرهنگيان است) كلاس اول ۵ و معلم هم خانم قنبريان. اكنون كه فكرش را ميكنم ميبينم كه چقدر دلم براي دوستان هم كلاسيام تنگ شده. مخصوصا غلامرضا جمشيدي اولين دوستم. يادشان بخير احسان تقدسي - روح الله رستمي - علي قاسمي - بهزاد درخشان - علي ابراهيمي - حسين برنتيني - علي كشتكار - كاظم سركارزاده - علي گلستان - عبدالرحمن توكلي - ايمان خاكسبز - علي اسماعيلي - علي جوكار و دوستان ديگري كه نامشان در ذهنم نيست. آخر با كلاسهاي ۴۰ نفره آن موقع به سختي ميشود نام تمامي آنها را به ياد آورد. و يادش بخير مرحوم آقاي نوراحمدي ناظم مهربان مدرسه كه فرزندي نداشت و همه ما را "باباجون" صدا ميكرد. گاهي مواقع بچهها كه دعوا ميكردند با خطكش آرام به كف دستشان ميزد و بعد دستانشان را با دستهاي گرمش نوازش ميكرد و ميگفت "باباجون چرا اذيت ميكنيد تا مجبور شوم كف دستي بزنم". خدا روحش را شاد نمايد. و يادش بخير دبستان مكتب قرآن و مدرسه راهنمايي موحد و هنرستان دكتر شريعتي كازرون.
شروع سال تحصيلي جديد و بازگشايي مدارس خصوصا بر كلاس اوليها مبارك

خبر استعفاي حاصل عسكري شهردار كازرون اگرچه به صورتي كم فروغ در مطبوعات و سايتهاي اينترنتي و تنها در حد تيتر و خبر منتشر گرديد، اما قطعا شوك پرفروغتري در ميان شهروندان كازروني و طيفهاي مختلف مردم و اصناف با خود به همراه داشته است. اين درحالي است كه از مدتها قبل زمزمههاي وجود اختلاف ميان شورا و شهردار از گوشه و كنار شنيده ميشد و مطبوعاتي شدن جبههگيري يكي از اعضاي محترم شوراي شهر و جناب شهردار و پاسخهايي كه طرفين در مطبوعات در دفاع از خود و عليه يكديگر منتشر نمودند و به دنبال آن سكوت معنادار سخنگوي رسمي شورا و عدم اعلام موضع شورا عليرغم چشم انتظاري مردم و نهايتا تغييراتي در آرايش روساي شوراي شهر، ديگر جاي ترديدي باقي نگذاشت كه اختلافات شورا و شهردار ريشهاي بوده و كم كم بايد منتظر استعفا و يا عزل شهردار بود. همچنانكه شهردار محترم نيز از ماهها قبل در محافل خصوصي در تشريح وضعيت برخي پروژهها اذعان ميداشت كه وي فرصت اين را نخواهد يافت كه اين پروژهها را در دوره مسئوليتش به پايان برساند.
...
لطفا ادامه مطلب را كليك كنيد

حلول ماه مبارك رمضان مبارك باد
نزديك به يك ماه و نيم است كه از آخرين به روزرساني "پيشنويس" ميگذرد و در اين مدت تنها گذري چند دقيقهاي در اين دنياي بيكران مجازي داشتهام و بس. اما امشب در ميان مشغله شديد كاريِ اين روزهاي گرم تابستان بوشهر، فرصتي فراهم شد تا كمي بيشتر از چند دقيقه در دهكده جهاني بچرخم و سري هم به منزل مجازي برخي دوستان بزنم. اگرچه اكنون هم عيال مربوطه در گوشهاي نشسته و معترض به شوهري است كه "از صبح تا شب پيدايش نيست و حالا هم كه برگشته كامپيوتر را رها نميكند. تازه روغن و شكر هم فراموش كرده بخرد"...
شروع فصل گرما در شهرهاي گرم و مرطوبي چون بوشهر به دليل افزايش شديد مصرف و مشكلات فراوان شبكههاي توزيع برق، روزهاي پركار و بحراني و سختي براي ما پيمانكاران برقي است و من عليرغم اينكه در به روز كردن وبلاگ عقب افتاده و كم كار بودهام، اما ...
لطفا ادامه مطلب را كليك كنيد
امروز پس از چند روز سفر به كازرون و شيراز، وقتي سري به وبلاگ زدم، انتظار داشتم كه حداقل دوستان فرهيخته من باب گفتگوهاي متفاوت ديگري را باز كرده و به بيان ديدگاه خود در خصوص موضوع بحث و يا ديدگاه كانديداي مورد نظرشان در مورد اداره آينده كشور بپردازند. اما ظاهرا اينگونه نشد. به هر ترتيب بنده مجددا لازم ديدم در ادامه گفتگو با دوست عزيز اينترنتيم، نكاتي را براساس پاسخ ايشان عرض نمايم.
لطفا ادامه مطلب را كليك كنيد
دوست خوبي كه نميدانم ايشان را به چه اسمي معرفي كنم، در ادامه گفتگويي كه پيرامون انتخابات و كانديدا از يكي دو روز قبل بين ما صورت پذيرفته در پاسخ به جوابيه من پاسخ مشروحي در قسمت پيامها گذاشته بودند كه من آنرا در صفحات اصلي وبلاگ در دسترس خوانندگان قرار ميدهم.
اگرچه اين دوست عزيز در جمله پاياني مطلب خود اينگونه فهماندهاند كه اين آخرين گفتگو است (يا من اينگونه برداشت كردهام) اما بنده براي پاسخ ايشان بازهم پاسخ دارم و اميدوارم كه اين بحث از دوطرفه بودن به يك بحث گروهي تبديل گردد و دوستان صاحبنظر و علاقمند ديگري نيز در خصوص آن اظهار نظر كنند و بنده اين آمادگي را دارم كه مطالب آنها را در صورت رعايت شئون اخلاقي متعارف، در وبلاگم درج نمايم و اين دوست خوب باز هم در گفتگوها حضور داشته باشد تا نوعي "وب مناظره" را در اين روزهاي پاياني تبليغات انتخاباتي برقرار كنيم.
و اما پاسخ آن دوست عزيز
بنده هم از دوستي با شما خوشحال مي شوم شايد زماني دوستي نزديكتر نيز محقق شود.
منظور بنده اين بود كه مواردي كه شما بيان كرديد مواردي نيست كه بتواند در انتخاب انسان نقش بسيار تعيين كننده اي داشته باشد. بلكه مي بايست خيلي ريزتر به مسايل نگاه كرد.
من به پروفايل شما نگاه كردم در آنجا نوشته شده است كه شما متولد سال 58 هستيد يعني در آغاز نخست وزيري آقاي موسوي (سال 60) تنها 2 سال داشته ايد و در پايان آن (سال 68) تنها 10 سال قبول كنيد كه اين سن براي شناخت يك شخصيت بسيار اندك است ممكن است در اين سن شما به ايشان علاقه پيدا كرده باشيد و بر اساس اين علاقه از ايشان نقاشي هم كشيده باشيد اما بازهم تاكيد مي كنم كه براي شناخت كافي نبوده است...
لطفا ادامه مطلب را كليك كنيد
دوست محترمي براي پست قبلي پيامي به شرح زير درج كرده بودند كه بنده نياز به پاسخ و گفتگو با ايشان را لازم ديدم و از اين رو به دليل طولاني شدن پاسخ، ترجيح دادم كه در يك پست مجزا آن را به معرض اظهار نظر و مشاركت در گفتگو توسط دوستان قرار دهم. شرح نظر دوست عزيز به شرح زير است:
با عرض معذرت
ملاکهای شما بسیاری ابتدایی است. مثلا اگر خود شما با همین اطلاعات و توانایی هایی که الان دارید کاندیدای ریاست جمهوری می شدید از همین حرفها می زدید. اینها اصلا تعیین کننده نیست.
شما چه شناختی از آقای موسوی دارید؟
آقای موسوی چه برنامه هایی برای عملیاتی کردن لااقل همین شعارها دارد؟
مواضع منفعلانه آقای موسوی در برابر ابرقدرتها که بارها کنایتا مورد اعتراض رهبری قرار گرفته را چه خواهید کرد؟
با سکوت 20 ساله او را چگونه برای خودتان توجیه می کنید.
در مناظره با آقای رضایی معلوم شد که او حتی با نوع عملکرد مجمع تشخیص هم مشکل دارد و اعتقاد عمیقی به سیاستهای اصل 44 ندارد.
تفاوت های دیدگاه های اقتصادی دیروز و امروز او چیست؟ آیا از اقتصاد دولتی به اقتصاد خصوصی رسیده است یا نه؟
تیم اقتصادی، سياسي و فرهنگي او چه نوع افرادي خواهند بود؟
به عنوان مثال آقاي محسن رضايي يا حتي آقايان كروبي و احمدي نژاد در تمام اين موارد مواضع شفافي دارند
به نظر من تا اين قبيل موارد مشخص نشود راي دادن به آقاي موسوي مثل خريد هندوانه ايست كه نمي داني سرخ و شيرين است يا نه؟!
نكته ديگر نشاط و انرژي يي است كه رييس جمهور بايد داشته باشد آقاي موسوي حتي در مناظره با آقاي رضايي نيز پرانرژي وارد نشد. مثلا آقاي كروبي مسن تر از آقاي موسوي است اما چند برابر او انرژي دارد. قطعا روش آقاي احمدي نژاد در مناظره با آقاي موسوي اشتباه و غيرشرعي بود اما آقاي موسوي هم كاملا منفعلانه برخورد كرد اگر هر يك ديگر از كانديداها بودند بسيار قاطع تر پاسخ او را مي دادند. آقاي رضايي حتي نتوانست به خوبي از عهده دفاع از همسر خود برآيد و خانم رهنورد بعد از مناطره نياز ديد كه اطلاعيه بدهد و از خود دفاع كند.
علي رغم احترامي كه براي ايشان قائلم به نظر من آقاي موسوي از سه كانديداي ديگر ضعيف تر است.
لطفا ادامه مطلب را كليك كنيد
من هم رسما از كانديداتوري ميرحسين موسوي حمايت ميكنم و اعلام ميدارم كه در انتخابات ۲۲ خردادماه به او راي خواهم داد زيرا
ايشان رونق كشور را در رونق اقتصاد و توليد و گردش پول ميداند.
حد اعتدال را در مسائل اجتماعي و فرهنگي و سياسي لحاظ ميكند
معتقد و متدين به خط امام و انقلاب است و امام با حمايتهاي خود از ايشان در زمان نخست وزيري ميرحسين مهر تاييد برآن زده و به راستي او"يار امام" است
به دنبال عزت و سربلندي ملت ايران و ارتقاع جايگاه جهاني ايران است
او اخلاق محور است و قانون مدار
معتقد به اعمال كارشناسي و مهندسي راهبردي در برنامهريزيها و عملكردهاست
و او مردي از جنس باران است. زلال و تطهيركننده
و خوشحالم كه قانون گريزي مردي چون محمود احمدينژاد در همين مناظره برايم قطعيت يافت. شخصي كه حتي قوانين مناظره كه تيتروار در ابتداي برنامه اعلام شد را لگدمال كرد. رعايت وقت، عدم صحبت در خصوص كساني كه حضور ندارند، عدم صحبت از دولتهاي ديگر، عدم ورود به وقت طرف مقابل، عدم توجه به تذكر مجري.
و در پايان
سنگ بد قيمت اگر كاسه زرين بشكست قيمت سنگ نيفزايد و زر كم نشود
|
|