|
پیش نویس
|
||
|
خلوت نوشته های علی (فرزاد) بحرانی |
تابستان سال 1382 درحالي كازرون شاهد برگزاري نخستين همايش يادمان ناصرديوان كازروني توسط يك N.G.O (تشكلهاي غيردولتي و غير سياسي) جوان بود كه يخ چند ده ساله ناشي از بغضهايي كه كسي ريشه و دليل آن را به خوبي نميدانست چهره اين شخصيت مبارز كازروني را پوشانده بود. اين در حالي بود كه در فروردين ماه همان سال باز اين تشكل غير دولتي در اقدامي ابتكاري راهنمايي افتخاري ميهمانان نوروزي بازديدكننده از شهرتاريخي بيشاپور را براي اولين بار حداقل در سطح استان فارس برعهده گرفته و با سرويس دهي به چندهزار ميهمان نوروزي و معرفي علمي اين سايت تاريخي، گام موثري در روشني بخشي به گوشههاي تاريك و فراموش شده فرهنگ و تاريخ كازرون برداشته بود. فعاليتهاي اين تشكل در حوزه فرهنگ و تاريخ در كنار فعاليت تشكليهايي ديگر در حوزه محيط زيست و نيز فعاليتها و تلاشهاي جمعيتهاي زنان در گسترش بهداشت و بهبود وضعيت خانوادههاي روستايي و كم سواد شهري كه هيچگاه به چشم نيامدهاند، اقدامات اثر بخشي بودند كه دولتها هيچگاه يا بدان كاستيها توجهي نداشتهاند يا به لحاظ محلي بودن از برنامههاي كلان دولتها جا ماندهاند و يا اصولا اعتقادي از سوي دولت مردان براي انجام آن وجود نداشته و گاها نيز اقدامات دولتها در اجراي فعاليتهاي مشابه منجر به جلب اعتماد مردم نگرديده است. بنابراين همكاري و اثربخشي مدتداري در ميان مردم نداشته است...
برای دیدن متن کامل این مقاله در سایت کازرون نما اینجا را کلیک کنید
|
دین اگر با خون من احیا شود |
خون فشانم، خون، که تا دریا شود |
|
تا بماند سنت عشــــق قدیم |
تیغ گشتیم و به غیــــــــــر او زدیم |
|
موج نا آرام بحــــــر خون منم |
معنی اوجم، شکـــــــــــــوه بودنم* |

*صدیقه وسمقی
گاهی اوقات انسان برای یک روز پرکار و پرمشغله برنامه ریزی دقیقی انجام می دهد تا براساس آن تمامی کارهای خود را طی یک روز مفید به سرانجام دلخواه برساند؛ اما غافل از اینکه اتفاقات ناگهانی خصوصا از آن دسته که به نحوی در حوزه علایق و حساسیت های شما قرار دارد، می تواند آن روز را و تمام توجه شما را تحت تاثیر قرار داده و معطوف به خود نماید.
روز شنبه 21/9/88 یکی از همین روزهای پرمشغله با ترافیک کاری بالا برای ما در شرکت بود. کارگاه ها کاملا فعال بود و در یکی از این کارگاه ها در خیابان ساحلی بوشهر، جایی نزدیک به گمرک، کارگران مشغول حفاری گوده جهت نصب پایه سیمانی برق بودند. در چنین شرایطی به همه چیز می توان فکر کرد جز اینکه ناگهان یکی از سرکارگرها با تلفن همراهت تماس بگیرد و با لهجه کُردی بگوید "مهندس سواد انگلیسی داری یا نه؟" و تو بگویی چرا؟ و در چه حد؟ و او بگوید" مهندس یک چیزی در گوده پیدا کرده ایم که با انگلیسی چیزی روی آن نوشته شده. یک کوزه قدیمی هم پیدا کردیم!" همین کافی بود تا کاملا ذهن فردی چون مرا از تمرکز بر روی کارهای آن روز کاملا منحرف کرده و درگیر یک مساله تاریخی و ملی نماید.

در چنین شرایطی تنها کاری که به ذهنم رسید آن بود که ضمن روشن کردن ماشین، به دوست خوبم محسن عباسپور اطلاع دهم تا دوربینش را بردارد و به آدرسی که می دهم بیاید. ماجرا از این قرار بود که کارگران در حین حفاری به خمره ای سفالی برخورد کرده بودند و ...
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید
هر سال شروع پاييز و بازگشايي مدارس براي من يادآور اولين روز مدرسه است. دبستان سيد الشهدا كازرون واقع در خيابان نهضت(جايي كه اكنون باشگاه فرهنگيان است) كلاس اول ۵ و معلم هم خانم قنبريان. اكنون كه فكرش را ميكنم ميبينم كه چقدر دلم براي دوستان هم كلاسيام تنگ شده. مخصوصا غلامرضا جمشيدي اولين دوستم. يادشان بخير احسان تقدسي - روح الله رستمي - علي قاسمي - بهزاد درخشان - علي ابراهيمي - حسين برنتيني - علي كشتكار - كاظم سركارزاده - علي گلستان - عبدالرحمن توكلي - ايمان خاكسبز - علي اسماعيلي - علي جوكار و دوستان ديگري كه نامشان در ذهنم نيست. آخر با كلاسهاي ۴۰ نفره آن موقع به سختي ميشود نام تمامي آنها را به ياد آورد. و يادش بخير مرحوم آقاي نوراحمدي ناظم مهربان مدرسه كه فرزندي نداشت و همه ما را "باباجون" صدا ميكرد. گاهي مواقع بچهها كه دعوا ميكردند با خطكش آرام به كف دستشان ميزد و بعد دستانشان را با دستهاي گرمش نوازش ميكرد و ميگفت "باباجون چرا اذيت ميكنيد تا مجبور شوم كف دستي بزنم". خدا روحش را شاد نمايد. و يادش بخير دبستان مكتب قرآن و مدرسه راهنمايي موحد و هنرستان دكتر شريعتي كازرون.
شروع سال تحصيلي جديد و بازگشايي مدارس خصوصا بر كلاس اوليها مبارك

خبر استعفاي حاصل عسكري شهردار كازرون اگرچه به صورتي كم فروغ در مطبوعات و سايتهاي اينترنتي و تنها در حد تيتر و خبر منتشر گرديد، اما قطعا شوك پرفروغتري در ميان شهروندان كازروني و طيفهاي مختلف مردم و اصناف با خود به همراه داشته است. اين درحالي است كه از مدتها قبل زمزمههاي وجود اختلاف ميان شورا و شهردار از گوشه و كنار شنيده ميشد و مطبوعاتي شدن جبههگيري يكي از اعضاي محترم شوراي شهر و جناب شهردار و پاسخهايي كه طرفين در مطبوعات در دفاع از خود و عليه يكديگر منتشر نمودند و به دنبال آن سكوت معنادار سخنگوي رسمي شورا و عدم اعلام موضع شورا عليرغم چشم انتظاري مردم و نهايتا تغييراتي در آرايش روساي شوراي شهر، ديگر جاي ترديدي باقي نگذاشت كه اختلافات شورا و شهردار ريشهاي بوده و كم كم بايد منتظر استعفا و يا عزل شهردار بود. همچنانكه شهردار محترم نيز از ماهها قبل در محافل خصوصي در تشريح وضعيت برخي پروژهها اذعان ميداشت كه وي فرصت اين را نخواهد يافت كه اين پروژهها را در دوره مسئوليتش به پايان برساند.
...
لطفا ادامه مطلب را كليك كنيد

حلول ماه مبارك رمضان مبارك باد
نزديك به يك ماه و نيم است كه از آخرين به روزرساني "پيشنويس" ميگذرد و در اين مدت تنها گذري چند دقيقهاي در اين دنياي بيكران مجازي داشتهام و بس. اما امشب در ميان مشغله شديد كاريِ اين روزهاي گرم تابستان بوشهر، فرصتي فراهم شد تا كمي بيشتر از چند دقيقه در دهكده جهاني بچرخم و سري هم به منزل مجازي برخي دوستان بزنم. اگرچه اكنون هم عيال مربوطه در گوشهاي نشسته و معترض به شوهري است كه "از صبح تا شب پيدايش نيست و حالا هم كه برگشته كامپيوتر را رها نميكند. تازه روغن و شكر هم فراموش كرده بخرد"...
شروع فصل گرما در شهرهاي گرم و مرطوبي چون بوشهر به دليل افزايش شديد مصرف و مشكلات فراوان شبكههاي توزيع برق، روزهاي پركار و بحراني و سختي براي ما پيمانكاران برقي است و من عليرغم اينكه در به روز كردن وبلاگ عقب افتاده و كم كار بودهام، اما ...
لطفا ادامه مطلب را كليك كنيد
امروز پس از چند روز سفر به كازرون و شيراز، وقتي سري به وبلاگ زدم، انتظار داشتم كه حداقل دوستان فرهيخته من باب گفتگوهاي متفاوت ديگري را باز كرده و به بيان ديدگاه خود در خصوص موضوع بحث و يا ديدگاه كانديداي مورد نظرشان در مورد اداره آينده كشور بپردازند. اما ظاهرا اينگونه نشد. به هر ترتيب بنده مجددا لازم ديدم در ادامه گفتگو با دوست عزيز اينترنتيم، نكاتي را براساس پاسخ ايشان عرض نمايم.
لطفا ادامه مطلب را كليك كنيد
|
|